تبليغاتX
با تو باور دارم
اندر احوالات جامعه و سیاست
 بدون شرح !
|+| نوشته شده توسط رضا.ن در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391  |
 با باد می وزی همچون کاه !
قبلا ی مطلب از علی مطهری گذاشته بودم که بعضی از رفقا گفتند مطلبت خیلی تنده، عنوان مطلب این بوده که:   بنویسید علی مطهری  ولی بخوانید علی نامطهری

حالا که ی مدته از این مطلبم میگذره بیشتر خوشحالم که نظرم نسبت به ایشون اشتباه نبوده

در مناظره با اقای بذرپاش چنین گفتند اقای مطهری:

چرا طرفداران شما در شهرری به خانوم فائزه هاشمی توهین کردند؟

اقای بذرپاش گفتد: ما این حرکت رو محکوم میکنیم ولی شما چرا نسبت به اشوب و اغتشاشی که فائزه در جریان فتنه داشته عکس العملی نشون ندادید؟ که اقای به ظاهر بافهم گفت : مگه من پدر ایشون هستم که جلوشو بگیرم !!

یکی نبود بگه مگه زمانی که به ایشون توهین کردند تو پدرش بودی ؟!

شخصی که با هر بادی به وزش در میاید و به انطرف میرود به زودی رسوا خواهد شد

اقای به ظاهر بافهم تو با ولی فقیه هم مشکل داری و این موضوع  از جملات تو کاملا به وضوح مشاهده میشود، اینکه یک روز قبل از انتخابات جملاتی را  بر علیه ولایت فقیه عنوان کردی، به چه دلیل بوده؟

 نسیت به افرادی (دانشجویان حزب ا...)که به مجلس و افراد حامی جاسبی در جلوی بهارستان اعتراض داشته انددر مناظره هایت توهین کردی،امثال تو یک عمر با پول بیت المال زندگی کرده اند که طرفداری فردی مثل جاسبی را میکنی ، یک کلام ختم کلام : حرف دهنتو بفهم و الا .........

سوت و کف یک عده دانشجو حالتو بد کرده، مسیرت عوض شده، برای بدست اوردن قدرت هر کاری میکنی و این تاسف بار است.

به این  حرفم کاملا یقین دارم :

                                " تو روی عطاالله مهاجرانی رو سفید خواهی کرد "   خواهیم دید.

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در شنبه سیزدهم اسفند 1390  |
 به قول آقا فردوس: زکی بابا !
مطلبی رو با این عنوان روی خبرگزاریها دیدم که خیلی جالب بود:

خبرگزاري فارس: مهدي هاشمي فرزند اكبر هاشمي رفسنجاني به‌ دليل چاپ مطالبي عليه وي مجدداً از مهرداد بذرپاش؛ مدير‌مسئول سابق روزنامه وطن امروز شكايت كرد.

این مطلب نیاز به توضیح ندارد ، واقعا ضرب المثل "رو که نیست سنگ پای قزوینه اینجا صدق میکنه " شخصی که با هر کلکی که شده بود از مملکت خارج شد وبعدش به طوررسمی از قوه قضاییه به دادگاه برای پاسخ به اتهامات وارده در فتنه ی 88 فرا خونده شدند ، با پررویی تمام شکایت هم میکنه!


عجیب است ایشان یا ابله هستند یا مردم رو ابله فرض کردند! البته با بصیرتی که از مردم نشان داده شده است به طور یقین ایشان ابله هستند. از دور کرکری ورجز خواندن که فایده نداره بیا اینجا ببین چه خبره !

خیلی اتفاقا افتاده که من چند تاشو برات میگم  : کروش سرمربی فوتبال شد ، سریال نیایش به آخراش رسید ، مختار کماکان با مصعب وارد جنگ نشد، مجری برنامه ی ورزش و مردم ی خط در میون میاد تو برنامه ، زن بقال سر کوچمون سومین شکمشو زایید و خیلی دیگه از اتفاقایی از این قبیل در حال رخ دادنه که باعث شده تو و امثال تو دیگه برامون مهم نباشند البته تو این گرفتاریها و هیجان ها خبر شکایت تو( به قول آقا فردوس زکی بابا ! ) هم باعث خندبدنمون شد که لازم است گوشزد کنم  مردم منتظرند تا سریال تورو هم ببینند !!! ولی من اگه جای تو بودم (خدا اونروزو نیاره ) همونجا میتمرگیدم و لال میشدم و دعا میکردم خدا زودتر عزراییل و بفرسته تا زندگی نکبت بار تورو تموم کنه .

                                                                                               والسلام

  پی نوشت : 

راستی داداشت به ایستگاه اخرش رسید و از مترو پیادش کردند، موقع ی پیاده شدن هاج و واج اینور اونورو نگاه میکرد، فکر کنم ی چیزی گم کرده بود چون گریه هم میکرد!

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در یکشنبه دوم مرداد 1390  |
 یک گل عماد رضا = حقوق یک ماه کارمند

به دلایل مختلف برنامه ی گذشته ی  نود بینندگان زیادی داشت از انواع قسم ها تا تصویر های یواشکی و داستان های هندی و ... که در نوع خودش جالب بود !

ولی یک موضوع جای بسی تامل داره !

در مورد قرداد عماد رضا که طرفین(باشگاه پرسپولیس و عماد رضا ) از لحاظ مالی به توافق رسیده بودند ولی به دلایلی که مشخص نشد این انتقال صورت نپذیرفت ! که عماد رضا به شاهین بوشهر رفت ... و قاعدتا با همان شرایط مالی !!

به استناد صحبتهای حبیب کاشانی برای شش ماه بازی  عماد رضا بیش از 800،000،000 تومان هزینه میشد که مورد موافقت قرار گرفته بود !

در قرداد لحاظ شده بود که هر پاس گلی که عماد رضا میدهد 500 دلار و برای هر گلی که به ثمر میرساند 1000 دلار به او پرداخت شود.!!

یک کارمند در بهترین شرایط مبلغ یک میلیون تومان در ماه درامد دارد که البته پایه حقوق ،اضافه کار ، حق مسکن ، و حق اولاد و .... را در نظر بگیرید به این مبلغ هم نخواهد رسید !

اگر حقوق یک کارمند در طول سی سال رو حساب کنید میشود 360،000،000 که برای حساب و کتاب بهتر ( با توجه به افزایش حقوق در هر سال ! )  این مبلغ را دو برابر میکنیم که میشود 720،000،000 تومان ،باز هم از قرداد شش ماهه ی عماد رضا کمتره !

نه تنها عماد رضا بلکه رقم های نجومی برای خیلی از این بازیکنان از جیب بیت المال خرج میشود که جای تاسف ، تامل و ... دارد که متاسفانه خیلی ها از این موضوع به سادگی رد میشوند.

حالا که از دست ما کاری بر نمیاد حداقل دعا کنیم عماد رضا امسال کمتر گل بزنه !!

قضاوت با شما !


|+| نوشته شده توسط رضا.ن در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390  |
 بنویسید علی مطهری بخوانید علی نامطهری!
علی مطهری جزو افرادهایی میباشد که با حرف های ارمانی رای اعتماد مردم برای مجلس را گرفت و زمانی که وارد شد یواش یواش چهره ی واقعی خود را نشان داد.

بدون هیچ تردیدی ایشان جزوء نفراتی هستند که میتوانند جزوء کاندیدای بردن تمشک طلایی باشند!

(تمشک طلایی دقیقا نقطه ی مقابل اسکار می باشد )

شخصی که به تمام موارد ابله هانه نگاه میکند

به عنوان مثال نامه ای که ایشان در خصوص فائزه هاشمی به رییس قوه قضاییه نوشتند:

متن نامه را اول بخوانید تا ......

ریاست محترم قوه قضائیه

آیت الله صادق لاریجانی دامت بركاته

با اهداء سلام و آرزوی توفیق، حادثه هتاكی و دشنامهای ناموسی به خانم فائزه هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی چیزی نیست كه بتوان از كنار آن گذشت. به تعبیر امیرالمومنین علی علیه السلام اگر مسلمان از غم این حادثه دق كند و بمیرد مورد ملامت نیست بلكه سزاوار است.

حادثه از این قرار است كه در حالی كه خانم فائزه هاشمی و پسر خواهرشان پس از تشییع جنازه یكی از اقوام نزدیك خود در شهر ری به سوی خودروی خود در حال حركت بودند، چند تن از اراذل سیاسی بی بصیرت به وی نزدیك شده و دشنام​هایی به ایشان و پدر بزرگوارشان می​دهند كه قابل ذكر نیست و بی تردید مصداق حد قذف یعنی هشتاد ضربه شلاق است.

گذشته از اینكه باید بررسی شود كه چرا انقلاب اسلامی ما به این انحطاط كشیده شده است و بنده ریشه این پرده دری​ها را در مناظرات انتخاباتی می​دانم، با توجه به اینكه فیلم این حادثه منتشر شده و افراد هتاك شناسایی شده​اند، مستدعی است دستور اقدام عاجل در خصوص اجرای حكم در ملا عام پس از اثبات جرم در دادگاه صالح، صادر فرمایید.

اگر امروز كوتاهی شود، این پدیده شوم دامن همه را خواهد گرفت و این لكه ننگ بر دامان انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند. قبلا از حسن توجه جناب عالی سپاسگزارم.

با تقدیم احترام

علی مطهری

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اقای مطهری در نامه ی خودتان به رییس قوه قضاییه اشاره کردید که حادثه هتاکی به فائزه چیزی نیست که بتوان از ان به سادگی گذشت،بنده از شما چند سوال دارم :

تو مگه کلانتر محلی ؟ ضمنا این دلسوزیهای تو چرا فقط شامل کسانی میشود که به خاندان هاشمی منتسبند؟! چرا هر کسی که با دولت مشکل داره، تو ازش حمایت میکنی ؟ ولی هتاکی فایزه به مقام معظم رهبری را فراموش کردی؟! اون موقع خواب بودی ؟!

اشوب و بلوایی که فایزه  بعد از انتخابات شروع کرد رو فراموش کرده اید ؟!

برو اینترنت سرچ کن عکسهای دستگیریشو میبینی کلانتر !

ما نفهمیدیم باید دم خروس و باور کنیم یا قسم حضرت عباس تورو !

تورو خدا تو راجع به بصیرت صحبت نکن ! تو و بصیرت دقیقا نقطه ی مقابل هم هستید

شما کاملا بازیچه ی دست جریان مخالف شده اید ، با چند کلمه مثل روشنفکر زیر بغلهایتان هندوانه گذاشته اند، انتخاباتات کنگره مردم سالاری که چند وقت پیش برگزار شد و که یادته ؟ هادی غفاری که معرف حضور هستند!!! آقای مطهری شما کاملا در گفتارتان منافقانه عمل میکنید

شما ریشه ی این پرده دری ها رو در مناظرات انتخاباتی میبینید ! چرا به شما انقدر زور اومد که اسم چند غارتگر بیت المال اورده شد؟! شما که حدیث های امیرالمومنین و بلدید چیزی راجع به بیت المال از حضرت نشنیدید ؟ با کسانیکه به بیت المال دست درازی میکنند باید چگونه برخورد کرد ؟ باید لیلی به لالایشان گذاشت ؟! به جای اینکه  شبهاقبل از خوابتون به این فکر کنید که صبح از خواب که بیدار شدید با چه اراجیفی به دولت حمله کنید، سعی کنید حدیث بیشتر بخوانید ! تو به قدری مغرضانه به همه ی موضوعات دولت نگاه میکنی که همه میدونند تو منتقد نیستی و واقعا با دولت دشمنی!

اقدام عاجل باید در خصوص کسانی صورت گیرد که تیشه بدست گرفته اند تا ریشه ی نظام را بزنند ! کسانیکه بر علیه امیر خراسانی ما هتک حرمت کرده اند. علی مطهری بدان که با چند نمره ارفاق فقط میتونی قیافه ی روشنفکر ها رو داشته باشی نه اینکه ادم روشنفکری باشی! مطمینم که تو معنی روی جلد کتابهای علامه ی شهید مطهری را هم نفهمیدی چه برسه به خود نوشته های کتاب !

مگه هر کسی که پدرش ادم بزرگی باشه ، خودش ادم بزرگی یه ؟ داستان پسر نوح رو که شنیدی؟

بنده در خصوص بند اخر نامه یتان کاملا موافقم و معتقدم قوه قضاییه باید نسبت به امثال فائزه و موسوی و کروبی و شخص خودتان اقدام عاجل را به عمل اورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390  |
 بی تو عیدی نداریم آقا
بهاری زیباست که تو باشی

صبحی زیباست که چشمانمان به جمال تو روشن شود

و عیدی عید است که از دستان مبارک شما عیدی بگیریم

 آقا جان بس است

                              پس کی میایی ؟

بی تو عیدی نداریم آقا

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389  |
 سران فتنه در قرآن
قرآن مردم را به سه دسته تقسیم میکند:

۱- مومن          ۲-کافر        ۳- منافق

در نامه ای که امیرالمومنین به محمد بن ابی بکر به هنگام سپردن ولایت مصر بدو مینویسد از رسول خدا نقل میکند که می فرمود : من از مومنین بر امتم بیم ندارم از مشرکین هم بر امتم بیم ندارم من بر شما از این منافق ها نگرانم که زبانی دانا و متظاهر دارند.

در سوره منافقون می فرماید:

"ذلک بانهم امنوا ثم کفروا فطبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون"

درباره این ایه چند وجه می توان بیان کرد:

۱-امنوا: یعنی نطق به کلمه شهادت کردند ولی اعمالشون مطابق شهادت نبود پس کافر شدند

۲-پیش مومنین نطق به ایمان کردند این میشود "امنوا" ولی در خلوت و پیش همفکران خود نطق به کفر کردند و این می شود" ثم کفروا"

۳-اول از روی ترس ایمان میاورد ولی باطنا اعتقاد ندارد.

۴-اول واقعا ایمان آوردند ولی به تدریج در مقام عمل دیدند که منافع آنها تامین نمی شود تمرد کردند و در باطن به منافقین پیوستند وبه انتظار سقوط حکومت اسلامی نشستند.

به تفسیر شماره ی ۴ توجه بفرمایید :

نمونه بارزاین تفسیر در سران فتنه به روشنی دیده می شود.....

خداوند منافقین را بدتر از کفار می داند واین نشان دهنده ی این است که امت ما چقدر نسبت به این افراد باید هوشیار باشند ،کسانیکه دم از اسلام و راه امام و.... می زدند ناگهان چهره ی واقعی خودشان را نشان دادند .کسانیکه پس از جریان فتنه چهره ی واقعیشان مشخص شد، چهره های که همچون زالوهایی خون های مردم را در شیشه میکردند!کسانیکه خود را خدمتگزار معرفی میکردند و از طرف دیگر جیبهای گشادشان را از سکه های بیت المال پر میکردند. کسانیکه پیش روی مردم دم از اسلام میزدند ودرپشت سر با سران صهیونیستی دست میدادند. و هزاران نفاق و دورویی دیگر ......

ولی آنها کور خوندن ،ملت ما بیدار و تحت لوای امیر خراسانیشان هوشیارعمل کردند تا جاییکه بعضی از این منافقین دمشان را روی کولشان گذاشتند وفرار کردند.

حال باید به هوش باشیم تا در چنگال این افراد گرفتار نشویم. خداوند ریشه ی همه ی منافقین را بخشکاند.

 

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در چهارشنبه ششم بهمن 1389  |
 9 دیماه, یوم الله یوم الله
 

شب تمام شد، خورشید طلوع کرد ، مردم از خوابهایشان بیدار شدند .........

امروز ۹ دیماه سال ۱۳۸۸ هجری شمسی میباشد.

 مردم نفر به نفر به خیابان ها می آیند.... امروز هیجان زیادی دارم ،به خیالم قراره.........

زبان قاصر و قلم لرزان،اشک از چشمان می افتد، ،انگار چشمانی از آسمان ها نظاره گرمان هستند..

  انگار قطره ها با هم دریا شده اند، مشتشان را گره می کنند و موجی بپا می شود ،انگار دریا طوفانی شده.....

 صدایی گوش فلک را پر میکند که  (( ما اهل کوفه نیستیم         علی تنها بماند))

                                                   آسمان خندید ......-

 

 

 

                  

 

 

       انی سلم لمن سالمکم

                                  و

                         حرب لمن حاربکم

                                               یا امیر خراسانی

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در چهارشنبه هشتم دی 1389  |
 ما حاج رسول رستگاری برای حسین قدیانی ومشرق هستیم !

جناب آقای لاریجانی !

قصدم این بود که من هم مفصلا بای شما نکاتی را عرض کنم ولی دیدم داداش حسین همه را به خوبی بیان کرد، ولی گفتن این نکته خالی از لطف نیست !

حتما اون فیلم سینمایی رو دیده بودی که عراقی ها در اردوگاه اسرا دنبال حاج رسول رستگاری بودند. و در جمع اسرا پرسیدند که حاج رسول رستگاری کیه؟

حتما یادتون هست که دونه دونه اسرا گفتند که حاج رسول منم !

حالا اینو بدونید که حسین قدیانی یک نفر نیست، یک وبلاگ ندارد، ما همه حزب اللهی ها بچه های حضرت ماه هستیم، ما همه حسین قدیانی هستیم.!

به جای اینکه حسینو بخواین ساکت کنید، مشرق را فیلتر کنید ! به فکر اعدام سران فتنه باشید.

خوب دارم می فهمم که ی دستایی تو کاره ! تنها سایتی که خوب جلوی سران فتنه ایستاد ، حرف دل بچه حزب اللهی رو میزد و مخلص کلام تابع محض حضرت ماه بودمشرق بود ، مشرقی که خوب طلوع کرد و حال به خاطر افشای حقیقت ، باید غروبش را ببینیم !

ای وای رفقا دلم گرفته، امروز فردای عاشوراست، عاشورایی که همان کسانی که حسین را دعوت کرده بودند به قتلگاه فرستادنش!

هنوز هم صدای کوبیدن میخ صلیب از قتلگاه می آید. ای وای! ای وای ! هنوز حسین وحسینی هارو به قتلگاه می برند! ای وای ! ای وای !

  منم نامه ی حسین و می زارم رو وبلاگم و با جرات می گویم این نامه ی تنها حسین نیست بلکه حرف فرزندان حضرت ماه است.

ما اسیر نگاه تو هستیم ای میر خراسانی ما ، ما اهل کوفه نیستیم!

 

                                               (( لبیک یا خامنه ای ))

                                                                                        

 آقای آملی لاریجانی!

اگر اجازه دهید با احترام اما بی سلام نامه را آغاز کنم که این نامه من به شما نیست؛ ناله من از دستگاه قضاست و ناله را با شیون شروع می کنند نه با درود. پس چه سلامی و چه علیکی؟ و تا دیر نشده بسم الله!

ریاست قوه قضاییه!

این نامه را و در حقیقت این ناله را در حالی دارم مکتوب و فریاد می کنم که در “مسجدالحرامم” و دقیقا نشسته ام مقابل “رکن یمانی”. زادگاه امام عدالت پیشگان که شهید شدت عدل خویش شد. الحمدالله در چنین مکان مقدسی، یارای دروغم نیست و سخن جز به صداقت اما با صراحت نمی توانم بُرد که هر گاه چشم از این صفحه برمی دارم کعبه را خانه خدا را می نگرم و بیش از پیش وجود خدای داور را احساس می کنم. در چنین جایی بر خلاف وجدان، اگر هم بخواهم، توان حرف زدنم نیست. پس با دقت نامه ام را بخوانید و با همت مضاعف ناله ام را گوش کنید.

چند روز پیش و در همین حج و با سوء استفاده از اینترنت پرسرعت آل سعود و به مناسبت رد کردن شمارگان وبلاگم؛ “قطعه مقدس 26″ از عدد یک میلیون بازدید، در قامت یک خبرنگار از دوستانم سئوالاتی مطرح کردم که یکی اش این بود؛ “از 20 نمره، چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید؟”. متاسفانه و در کمال بدبختی، میانگین نمره ایشان به دستگاهی که ریاستش بر عهده حضرتعالی است، از عدد درخشان 5 هم کمتر شد اما نه! اشتباه نکنید؛ نزدیک به 60 عزیزی که در این گفت و گوی اینترنتی شرکت کردند، اعضای سایت بالاترین و جرس نیستند. این دوستان را اگر می خواهید بشناسید در یک جمله خلاصه کنم که؛ “ستاره های حضرت ماه اند” و در فتنه ای که گذشت در فضای سایبر، وبلاگ خود را سنگری برای پاسداری از “خامنه ای. دات. آی. آر” در خط مقدم گوگل کردند و با کمترین امکانات و بی هیچ حمایتی از جانب دولت و حتی حکومت، بدترین فحاشی ها و نارواترین اهانت ها به خودشان و پدر و مادرشان را در کامنت های دشمنان متحمل شدند و دل شکسته شاید، خسته هرگز، و فی المثل با دلی خون از عملکرد دستگاه قضایی، هنوز هم در هر فضایی پای کار انقلاب اسلامی اند. هم ایشان شما را همانطور که “آقا” گفته اند “دانشمندی جوان” می دانند اما شما یک شخصیت حقوقی دارید و یک شخصیت حقیقی. ما حتی اگر شما را عمار سیدعلی بدانیم لیکن به عملکرد شما به عنوان رئیس دستگاه قضایی نمره بدی می دهیم. کاش در اجتماع 110 هزار نفری بسیجیان برگه ای توزیع می شد که شمایان چه نمره ای به دستگاه قضایی می دهید. شک ندارم بیش از همان نمره ای که اهالی پای کار قطعه 26 به دستگاه قضایی دادند، نمی دادند. حقیقت این است که ملت 9 دی و ملت 22 بهمن از دستگاه قضایی ناراحت و عصبانی است. چرا؟ عرض می کنم خدمت تان در نکاتی. خوب دقت کنید.

1- چرا “آقا” همچنان باید از فتنه بگوید و نیز از فتنه گران، اما شما نه؟ آیا شان چه کسی در نظام مقدس جمهوری اسلامی از رهبر بالاتر است. این آبروی ما که به برکت جوشش و حرکت دائمی خون شهدای این نظام است، کی و کجا باید خرج شود و ریخته شود؟ نه خون می دهیم، نه خون دل می خوریم، نه پول و نه آبرو و نه هیچ چیز دیگر. و اینگونه چرا و به کدام دلیل، رهبر انقلاب نباید “این عمار” بگوید؟ راستی که “این عمار” رهبر برای چه بود؟ چه کسانی کدام سنگرها را خالی کردند و تنگه احد را به تونل عافیت و وادی مصلحت فروختند، که چنین شد؟ “این عمار” رهبر یعنی که کوچکی مثل من و بزرگی مثل شما آنطور که باید به وظایف خود عمل نکردیم؛ وای بر من و وای بر شما. که هنوز هم و با گذشت این همه روز و این همه ماه، “حضرت ماه” بیش از من و شما مشغول “آه” کشیدن است؛ نمی شنوید؟ آیا شان شما از رهبر بالاتر است که سران فتنه را “میکروب سیاسی” می خوانند و شما همچنان مشغول نگه داشتن احترام سران فتنه اید؟ “آقا” جز به حکمت سخن نمی رانند. میکروب را از بدن باید درآورد. یعنی باید کُشت. چرا شما هنوز سران فتنه را اعدام نکرده اید؟ به کدام دلیل فقهی؟ چرا؟ موسوی برای بالا رفتن از چوبه دار دیگر کدام بیانیه را باید بنویسد و چه توهینی باید به رهبر بکند؟ وای بر من بچه بسیجی و وای بر شمای رئیس قوه قضا که موسوی نظام ما را که برآمده از خون شهدایی است که پدر من کوچک ترین شان بود، متهم به فرعونی گری می کند و ساکتیم. خدایا بر ما ببخش. شما بفرمایید جناب موسوی در آخرین بیانیه خود، چه چیز دیگری باید می نوشت که کک دستگاه قضایی ما بگزد؟ اینکه با رذالت تمام ادعا کنی؛ مولایی که خود را غلام قنبر علی هم نمی داند، “انا ربکم الاعلی” می گوید، آیا مستحق اندک تذکری از قوه قضاییه نیست؟ هزینه توهین به رهبر در این مملکت، از نظر جنابعالی به عنوان سکاندار دستگاه قضا چیست؟

2- نمی خواهم بر شما جسارت کنم؛ فقط اُف بر من که ادعا می کنم بسیجی ام. تف بر من. موسوی رذل و خبیث که زنش لایق همان جایزه “سکس و فلسفه” مخملباف است، به نظام برخواسته از خون پدرم تهمت فرعونیت می زند، به رهبرم می گوید که ادعای خدایی دارد و من؟ انگار نه انگار. تف بر من. تف بر غیرت نداشته ام که بصیرت نامش نهاده ام. لعنت بر من اگر یک بار دیگر خود را فرزند حاج احمد متوسلیان بدانم که قسم می خورم همین رکن یمانی را همین شکاف کعبه را که اگر بود، سر از بدن موسوی و زنش جدا کرده بود و آن کاری که قوه قضاییه شما، شهامت انجامش را ندارد، انجام می داد. تف بر من. و اف بر شما که یک بار در رژیم شاه، در روزنامه اطلاعات، به امام، اهانت شد؛ آن زمان بیشتر سر و صدا شد که الان. چرا؟ چون یک مشت خواص بی بصیرت، فقط چفیه را در سفر با رهبر و نه در خطر با ولایت به دوش می اندازند. و از جمله این خواص بی بصیرت، یکی هم متاسفانه برادر خود شماست که در روزگار فتنه، پرسه در مه زد و همین که فتنه خوابید با ماه همسفر شد! چیست این که برادرتان می کند آقای آملی لاریجانی؟ چفیه را ایشان چند ماه دیر انداخت روی دوش. وقت فتنه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی کجا بودند؟ می دانید راز سکوت شان را؟ نکته بعدی را بخوانید.

3- آقای آملی! می دانید شما کی و در چه صورتی جرئت می کنید که سران فتنه را دار بزنید؟ فقط در یک زمان. و آن زمان، زمانی است که شما جرئت کنید و اول، یک سیلی محکم بر گوش خواص بی بصیرت بخوابانید؛ جدای از بستگی قومی و خویشی و حزبی و سیاسی شان به خود. من یک سئوال دارم از شما. به چه حقی، اخوی تان به دیدار بسیجیان می رود و سخنرانی می کند؟ و به چه حقی چفیه بر دوش می اندازند؟ با چه رویی؟ ما که بر خلاف بعضی ها در فضا سیر نمی کنیم؛ “آقا” به چه کسانی گفتند “خواص بی بصیرت”؟ قالیباف که خودش مشهدی است و همشهری رهبر! محسن رضایی که زمان جنگ فرمانده بوده! علی لاریجانی که با “آقا” هزار تا عکس دارد که یکی اش را آقای هاشمی با امام نداشت! ناطق نوری چون روزی مالک اشتر علی بودند، احترام شان بر عمارعلی هم واجب! آن یکی که آن جور، این یکی هم که همچین. نکند رهبر منظورشان از خواص بی بصیرت، ما افسران جنگ نرم بودیم؟ یا نکند “آقا” مرادشان از خواص بی بصیرت، دانشمند فارین پالیسی، جناب کروبی بود؟ آیا ما با خودمان تعارف داریم؟ قوه قضاییه باید عده ای را مامور کند تا لااقل اجازه ندهند خواص بی بصیرت با رهبری عکس بگیرند و همسفری کنند. این که دیگر کف خواسته ما از شماست. و اما اینکه چرا برادر شما پرسه در مه زد ایام فتنه را؟ اول اینکه این پرسه در مه زدن را امیدوارم قبول داشته باشید و الا اصلا لزومی ندارد این نوشته را تا انتها بخوانید. چون در آن صورت، من و شما اصلا حرف همدیگر را نمی فهمیم. دیگر اینکه باید بپذیرید که از جمله خواصی که در فتنه 88 بی بصیرتی کرد، اخوی شما بود. و رهبر، بی شک یکی از خواصی را که لااقل در ایام فتنه، بی بصیرت شان نام نهاد، هم ایشان بود. حال می دانید چرا علی لاریجانی در مه پرسه زد؟ این را در یک خط و نکته بعدی و بی هیچ اشاره اضافی می گویم.

4- خواص بی بصیرت، جملگی از این ترسیدند که نظام اگر سقوط کرد، چه؟! بگذار جایی در رژیم بعدی در جمهوری اسلامی قلابی، و نه انقلابی داشته باشیم. ولله به همین خانه خدا قسم به همین رکن یمانی قسم، جز این نبود و همه چیز هم مختصر و مفیدش خلاصه در همین جمله می شود. به خون مطهر پدرم جز این نبود. خودتان هم می دانید که جز این نبود. و صد البته مطمئن تان کنم که این نوشته را این نامه من به شما را و این ناله من از دست شما را رهبر هم خواهند خواند. شک نکنید.

5- این را هم جناب رئیس! مختصر و مفید بگویم؛ اگر شما با سران فتنه و با خواص بی بصیرت که به نظر ما از سران فتنه، منفورترند، تعارف دارید، ما در راه رهبرمان با احدی، حتی با خود حضرتعالی تعارف نداریم. قوه قضاییه بگوید سران فتنه را کی اعدام می کند؟ و اعلام کند که اگر در این کار گستاخی لازم را ندارد، ما حاضریم تک تک سران فتنه را رهسپار جهنم کنیم. آخر کاسه صبر ما لبریز شده است. اگر ما می خواستیم مثل خواص بی بصیرت مثل برادر شما از انقلاب اسلامی دفاع کنیم، به قرآن قسم تا به حال جمهوری اسلامی ده بار کفن پوسانده بود. ما اما مثل پدران مان از رهبر دفاع می کنیم. به همان شور و شری. اگر شما تاب بیانیه های دیگر موسوی را دارید، ما نداریم. ما بی تاب شده ایم دیگر از دست صبر شما.

6- دستگاه قضایی لطف کند و کارنامه خود در قبال فتنه گران را اعلام کند. چند آشوبگر عاشورا توسط شما اعدام شد؟ الان رسیدیم به سالگردش. از این پس هر توهینی که موسوی به نظام مقدس جمهوری اسلامی بکند، ما از چشم صبر شما می بینیم. و چرا نبینیم؟ و اصلا چرا موسوی در بیانیه خود رسما و علنا چند قدم دیگر در فحاشی های خود به جلو برندارد؟ قوه قضاییه که با او با موسوی خوئینی ها با خاتمی با کروبی با عفت مرعشی با محسن هاشمی با فائزه هاشمی و با جمیع آنان کاری ندارد؛ من مانده ام از حجب و حیای سران فتنه! با این دستگاه قضایی، من مانده ام که چرا موسوی رسما به خون شهدا فحش نمی دهد؟ من مانده ام که چرا آشوبگران، دوباره تحرکی از خود نشان نمی دهند؟ با این دستگاه قضایی، چه بزدل اند سران فتنه! و چه بی جگرند آشوبگران عاشورا.

7- لطف کنید و با ما چون شیوخ اهل نصیحت سخن نگویید. ما خود پیر شده ایم از بس در جوانی، پیرهن پاره کرده ایم. ما خود ذغال فروشیم؛ خواهش می کنیم به ما نفرمایید که؛ “آقا” گفته اند سران فتنه را کاری نداشته باشید، تا مردم، خود متوجه قضایا شوند. ما بسیجیان تخسی هستیم؛ لطفا اندرونی و بیرونی نکنید اخبار را. هیچ کس چون ستاره مَحرم راز ماه و اخبار ماه نیست. ما همه چیز را می دانیم. ما اینقدر می دانیم که در روز 9 دی کیفر خواست سران فتنه را ملت نوشت و شما تاخیر کردید در اجرای عدالت. ما ملت پی به فرعونیت سران فتنه، پی به گوساله پرستی شان برده ایم. ما ملت ملتفت شده ایم که سران فتنه گوسفندی به نام سارکوزی را می پرستند. شما لطف کنید و سران فتنه را اعدام کنید. نترسید؛ آب از آب تکان نمی خورد.

8- اینگونه مواقع مدعی باید دلیل اقامه کند. بله! می دانم؛ من اما مدعی نیستم. مدعی شما هستید. شما در مقام عمل و با صبر نابه جای خود ادعا کرده اید که حکم سران فتنه، تا به امروز، اعدام نبوده. غیر از این است؟ بفرمایید با کدام دلیل فقهی و قضایی و محکمه پسند تا کنون موسوی خوئینی ها اعدام نشده است؟ عذر می خواهم از شما. و معذرت می خواهم از همه خوانندگان این نامه… در کدام جماعت و در کدام مجمع مثلا روحانیون و بعضا با حضور  خاتمی و به سرکردگی همین جناب خوئینی ها، گفته شد که؛ “ما این بار باید خامنه ای را از تخت پایین بکشیم؟”. خاتمی پشیمان شده یا موسوی و یا موسوی خوئینی ها و یا کروبی و یا عفت مرعشی؟ کدام شان پشیمان شده اند؟ اینها که همچنان همان راه فتنه را می روند. اما اگر شما بگویید خاتمی پشیمان شده، من به شما عرض می کنم؛ چون در مثل مناقشه نیست، شک نکنید که توبه گرگ، مرگ است. این اداها از نفاق این ملعون است و نه از پشیمانی او. منافق ترین سران فتنه همین خاتمی است. گول این ملعون را نخورید. و آیا جز این است که از اولین آمرین فتنه خانم عفت مرعشی بود؟ “بریزید در خیابان ها”، یعنی جناب آقای آملی! بریزید در خیابان ها و علی را از تخت پایین بکشید. چرا این زنی که آمر فتنه بوده، یعنی آمر محاربین بوده و یعنی آمر به قتل غلام کبیری ها و سایر شهدای بسیج بوده، و به کدام دلیل فقهی در دستگاهی که شما سکان دارش هستید، اعدام نشده؟ شما اعدام نمی کنید؛ توقع دارید این زن برندارد بگوید؛ از مهدی هاشمی به گرمی استقبال خواهد شد؟ با چه کسی تعارف دارید شما؟ با استوانه ها و مکعب مستطیل ها؟ اما ما با خون پدران مان تعارف نداریم. ما الکی این همه سال یتیمی نکشیده ایم. آقای آملی! موسوی در بیانیه آخرش به پدر من اهانت کرد، چون “بابای ماست خامنه ای”. من آن کس را که اهانت به بابااکبر کند در کامنت های وبلاگم، شاید بگذرم، اما از موسوی هرگز. دستگاه قضایی بفرماید کی و کجا موسوی را اعدام می کند، که من کارمند جمهوری اسلامی نیستم که نظم این نظام مقدس ببندد دست و پایم را. من فرزند انقلاب اسلامی ام و کاری به اصول قانون اساسی ندارم. اصول قانون اساسی برای من، خطوط وصیت نامه پدرم است. قوه قضاییه برای خودش بهتر است که سران فتنه را اعدام کند. صبر ما دیگر سر رسیده است.

9- جناب آقای آملی! اگر تا پیش از این اعدام سران فتنه، خواسته از روی حقیقت ما از شما بود، از این لحظه به بعد، مصلحت نظام ایجاب می کند که بر اساس عدل و اصول فقهی و محکمه پسند (که ما نمی دانیم؛ شما که می دانید) سران فتنه را اعدام کنید. نیز باید خواص بی بصیرت را به هر گونه که صلاح می دانید، متنبه کنید که چفیه را لباس شهدا را لطف کنند و ندزدند. چفیه را برادر شما متاسفانه اشتباه گرفته با شال گردن. و با پوتین هم آقای قالیباف عکس بیاندازد، ما را فقط یاد “پوتین” می اندازد که جام جهانی بعدی قرار است در این کشور یعنی “روسیه” برگزار شود. حالا جناب آملی! هی این سبزها بردارند و بگویند “مرگ بر روسیه!”

10- و آخر نکته؛ با خبر شدیم دستگاه قضایی بالاخره جواب استخاره اش را گرفت و شهلا جاهد را اعدام کرد. راستی یک سئوال که بیانگر عمق فشلی دستگاه قضاست و این البته فقط تقصیرش گردن شما نیست؛ اگر قرار بر اعدام این زن بر طبق نص صریح قصاص بود، چرا تا این همه کش دار شد؟ فقط قوه قضاییه می خواست همه دنیا را و همه جهانیان را از این موضوع باخبر کند؟ و سوژه دهد دست این و آن؟ آیا این اعدام می بایست به یک پروژه و یک پروسه برای دستگاه قضایی تبدیل می شد؟ و باز یک سئوال دیگر. آمدیم و آن دنیا همین شهلا جاهد جلوی شما را گرفت، که چرا من را عاقبت اعدام کردید اما سران فتنه را نه؟ جواب شما چیست؟ اگر این بنده مرحومه، آن دنیا یقه دستگاه قضایی را بگیرد که؛ چرا من اعدام شدم و فائزه و مهدی و عفت مرعشی اعدام نشدند؟ جواب شما چیست به عنوان سکان دار دستگاه قضایی؟ و مگر مادر شهید حسین غلام کبیری، بخشیده خانم عفت مرعشی را؟ و مگر ملت 9 دی، این اولیای دم و این اولیای خونِ دل مادران و پدران چند شهید داده، بخشیده اند سران فتنه را؟ و مگر خامنه ای بخشیده سران فتنه را؟ شما متحیرم که از کدام کیسه دارید می بخشید؟ خامنه ای آنقدر مهربان و رئوف است که از حق خود بگذرد، اما از حق خون پدران ما و از حق خونِ دل ما، نخواهد گذشت مولای ما. لبیک به خامنه ای است اعدام سران فتنه. کوچکترین لبیک به خامنه ای است. لبیک بزرگتر به “حضرت ماه” کار ما ستاره هاست. آمریکا و اسرائیل جرئت دارند حمله کنند. مثل سگ از ما می ترسند. آمریکا و اسرائیل با 200 کلاهک هسته ای با 2500 ماهواره جاسوسی، مثل سگ از ما می ترسند، شما ببین سران فتنه مثل چی از قوه قضاییه حساب می برند!

***

این نکته را اما مجزا می نگارم با تفکیک 3 ستاره که در بالا آمد. می دانید چرا “آقا” شما را به جای جناب هاشمی شاهرودی بر این صندلی خطیر گماردند؟ چون شما علاوه بر عنصر فقاهت و دانشمندی، “جوان” هم هستید. یعنی به تناسب مسندی که بر آن تکیه زده اید، جوان هستید. جوان، نه به معنای خامی و ناپختگی، که به معنای انگیزه و شور بیشتر. مهمترین حکمتی که از انتصاب شما به این سمت، من برداشت کردم این بود؛ جوانان معمولا اگر هم بخواهند قربانی کنند، مصلحت را قربانی حقیقت می کنند. یعنی تشخیص مصلحت سنجان را قربانی عدالت می کنند. هیچ اندیشه کرده اید که چرا همواره “آقا” روی جوان بودن شما تاکید می کنند؟ و شما را فقیه جوان و یا اندیشمند جوان می خوانند؟ پیران را مصلحت سنجی رواست و جوانان را به عدالت طلبی شان می سنجند. در این مهم بسی اندیشه کنید جناب آقای آملی. آخر سخن و شاید به قصد مزاح. آن دیگر برادر شما “جواد” در فتنه نمره خوبی گرفت اما چفیه اش را این دیگر برادرتان می اندازد. ما و اخوان لاریجانی را داستان دور و دراز و پر رمز و رازی است. خداوند پدر فرزانه و حکیم تان را که حقا دانشمندی بی همتا و نمونه ای نادر از علمای اهل فضل بود، با “حضرت باقرالعلوم” محشور و مشهور کند. آمین. و از تحمل و سعه صدرتان ممنون. و اینک “والسلام” که در خود “سلام” هم نهفته دارد! علیک اش را می خواهید بگویید؛ سران فتنه را اعدام کنید.

 

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در جمعه بیست و ششم آذر 1389  |
 تو رییس جمهور نمیشی
میخوام همینجوری هر چی که از عملکرد شهرداری تو این چند وقت دیدم بنویسم، نه به ادبیات گیر بدید نه به پراکنگی مطالب . آخه شهرداریم دقیقا کارش همینطوریه !!

۱- آقای دکتر قالیباف سلام

۲- آقای روشنفکر سلام

۳- آقای خلبان سلام

۴- برادر بسیجی محمدباقر سلام

۵-شهردار تهران سلام

و هر عنوانی که با توجه به محیط، شرایط و.... تغییر میکند  سلام

-- چقدر مردم تهران نمی فهمند که شما تو بارون نرده های اتوبان بابایی رو می شورید نشان دهنده ی فعالیتهای شبانه روزی شما می باشد نه چیز دیگه ای!

--سنگفرش های خیابون شلوغ ولیعصر رو عوض کردن به خاطر اینه که پاهای مردم اسیب نبینه نه چیز دیگه ای !

-- تونل توحید و بیست بار افتتاح کردی سر موعد مقرر !! سی بار ریزش کرد !! الانم که توش میری گمان میکنی دیگه ازش بیرون نمیای! بسکه این تهویه های تونل خوب کار میکنند !!! ضمنا انقدر هل شده بودی که چراغ های بیرون از تونل  با هم فرق دارند(البته بعضیاش ). بعد نبود اگه ساعت اول تونل رو فارسی میذاشتی نه لاتین ! آها حواسم نبود که میخواستی سر موقع اونو افتتاح کنی و وقت نداشتی .

--خیلی فکر می خواست که ی جورایی چمران جنوب وشمال بخوای ترافیکشونو زیاد کنی ، که الحمدا.. با دو لاین کم کردن از اتوبان و مسیر ویژه برا اتوبوس گذاشتن ( روزی ۲ اتوبوس و به ازای هر اتوبوس ۱۰ مسافر رو جابجا کردن، ی ده بر یک، تقسیم بر خودروهای شخصی، حالا بگو ببینم اسم پرتقال فروش چی بود؟ ای شیطون اشتباه گفتی،محمد باقر اسم شهردار نه اسم پرتقال فروش ! )به  این مهم دست پیدا کردی.

--من واقعا از اینکه شما انقدر به فکر پیمانکارها هستید شمارو تحسین میکنم و افتخار میکنم که تو شهری زندگی میکنم که شما شهردارش هستید ! امروز ی قسمتی رو آسفالت میکنند دقیقا دو یا سه ماه بعد همونجارو دوباره آسفالت میکنند. امروز اینجارو میکنند فردا دوباره همونجا رو میکنند،پس فرداش ۲ متر اونورترو میکنند ، ولی پسون فرداش بر میگردند از اول همه رو با هم میکنند ! چه حالی میکنند پیمانکارا و ....

--چند وقتی هست که آب تو خیابونا واتوبانا جمع نمیشه، بابت این قضیه باید شمارو تحسین کرد که دعاهاتون مستجاب شده که تو  تهران بارون نمیاد.تنها کسیکه خوشحاله تهرون اینروزا بارونی نیست شمایید !

-- راستی یادته گفتی چند سال پیش تا عید هر کی تو تهران چاله پیدا کرد ، نشون بده و جایزه بگیره؟ خیالت راحت باشه هیچکسی هیچ چاله ای تو تهران پیدا نکرده ! جایزه هارو بده به پیمانکارا !

اینایی که تو تهران میبینی چاله نیست جاه نفته، راستی گفتم چاه نفت یاد نعمت نفتی افتادم، ازت گله داشت زیاد، میگفت ی شب بازیگرارو دعوت کرده بودی برج میلاد(فکر کنم تو برج بود ) همون شبی که پرویز پورحسینی هم اومده بود و صحبت کرد و میگفت آقای قالیباف تنها شخصی هستن که حرف و عملشون با هم یکی میباشد، چرا منو دعوت نکردی ؟ منم میومدم ازت سکه میگرفتم، کار پروانه ساختمونمو درست میکردم وازت کلی تعریف میکردم. (اینارو نعمت نفتی میگفت نه من )

--خیلی خوشحالی ؟ برا تو عکس انداختن با این آدما افتخاره ! برا ما اف داره !

 

 

-- راستی سال گذشته که یادته در مراسم  ارتحال امام پرچم های مشکی و پرچم های سبز هم گذاشته بودی در سطح شهر و مرقد امام راحل ،پرچم های مشکی که نشانه های عزا بود ولی پرچم های سبز رو برا چی گذاشته بودی ؟؟!!

--فرم عینکت باعث شده  شبیه روشنفکرا بشی!

ــ طرح جدید میدون انقلابم اصلا قشنگ نیست (به نظر من )، نگو به تو چه ، منم شهروند همین شهرم!

--حاج منصور تورو از همه بهتر میشناسه.نامشو که یادته؟

--راستی دعوای شما و آقای ضرغامی به کجا رسید ؟ کدوم دعوا چیه ؟ همونی که میگی طرح هایی رو که تو تهران افتتاح میکنم باید اخبار سراسری هم نشون بده و فقط شبکه تهران نشون نده رو میگم . ضرغامی بنده خدا نمیدونه که تنها هدفت از این کار آگاهی تمام مردم و طلب دعا به خاطر انجام چنین کارهایی میباشد نه تلاش برای رییس جمهور شدن !

--خودمونیم با این کار ضرغامی حال کردم

--خسته شدم انقدر نوشتم ، بقیش بمونه برا بعد.............

-- راستی تا یادم نرفته اینو بگم ، اصلا همه ی اینارو گفتم تا اینو بگم:

                               "تو رییس جمهور نمیشی"

|+| نوشته شده توسط رضا.ن در پنجشنبه یازدهم آذر 1389  |
 
 
بالا