X
تبلیغات
با تو باور دارم






























با تو باور دارم

اندر احوالات جامعه و سیاست

چقدر ايام زود ميگذرد .......

انگار همين پارسال بود كه آقا مهدي با صداي بلند تو راهرو راه ميرفت و ميگفت اين الرجبيون ؟

واقعا اين الرجبيون ؟ خدا كنه بذر امسال تو رجب ي آذوقه ي خوب براي سفرمون باشه !

واي ! يهو بند دلم پاره شد ! عرق سرد به پيشانيم نشست ! ياد اين جمله افتادم :  " اين عمار ؟ "

جانم به فداي شما آقا جان ، چه شد كه اينگونه درد و دلت را براي ما هويدا كردي ؟ چقدر سخت بر من گذشت شنيدن اين جمله !

آقا جانم ، عجيب دلم گرفت ! آسمانم ابريست ! كاش يادم نمي أمد 

دلم ميخواست ادامه بدم  ولي دستانم ميلرزد........! لبانم بسته .....! دلم خون....! تو هرگز گريه ي مستانه كردي جان شيرينم؟!

يابن رسول الله ، با جان و دل عرض ميكنم:

يك بار بگوييد "اين قنبر ؟"  تا گريبان بدرم و دلم را به دريا بزنم ......

پي نوشت :دردتان به جانم ، شبتان خوش، خوب بخوابيد!

درد و دل : در غمت داغ پدر ديدم و چون در يتيم   آشك ريزان هوس دامن مادر كردم 


نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 3:50 توسط رضا نقی پور|

 بدون سلام

 آقای هاشمی ، هر جور حساب و کتاب میکنم جور در نمیاد که کاندیدای ریاست جمهوری نشی .

رسیدن به قدرت! و شاید هم روشن کردن دوباره آتش !

 برگشت مهدی برای دستگیری و اتمام زندانش قبل از انتخابات و همین اتفاق برای فائزه نشون میده که برنامه هایی تو سرت داری !

از حمایت عجیب و غریب خاتمی و دار و دستش به راحتی نمیتونم بگذرم !

هنوز هیچی نشده همسرتون دوباره نطق جالب و قابل تاملی کردند و گفتند: حاج آقا ثبت نام کنه که چی بشه ؟! اونا رای رو به راحتی عوض میکنند!!

به گمونم برنامه ریزی هاتون بیشتر از اون چیزی هست که تصور میشه !

همه میگن که ثبت نام نمیکنی ولی

                                                 "تو امروز ثبت نام میکنی آقای هاشمی "

پی نوشت: خانم مرعشی !!!!!!

درد و دل : و مکرو و مکرالله  والله و خیر الماکرین

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 8:12 توسط رضا نقی پور|

ای خدا کارمون داره به کجا میکشه ، ی مشت حیوون تر از حیوون ، ی مشت بی خدا تر از بت پرستان اعراب جاهلیت ، ی مشت کافر و ملحد که  گمون میکنند مسلمونن  ! هر کاری دوست دارند، دارن انجام میدن.

نمیدونم این سلفی های حروم زاده و وهابیون حروم لقمه چه فکری میکنند که این افتضاحات رو انجام میدن!

ولی اونها مطمینا فراموش کرده اند که ما زاده عاشورا هستیم، عاشورایی هستیم ، پیرو فاتح خیبر هستیم، ابوالفضلی هستیم و همگیمان کنیزها و غلام های حلقه به گوش حضرت زهرا (س) و زینب کبری (س) هستیم.

                                    "ما مرید حسن بن علی(ع) یکه شمشیر زن جنگ جمل هستیم "

بی خردان ما مانند مولایمان قاسم بن حسن (ع) شهادت را "اهلا من العسل" میدانیم.

شیر مردانتان !! در برابر سگان کوی حیدر کرار زانو زده اند شما که پشیزی هم نیستید.

فقط کافیست مولا و سیدمان " اعلام جهاد " دهد تا دو بیت زیر را برایتان تداعی کنیم :

" ما خنجر عشق در غلافیم             با خصم علی در اختلافیم

امروز اگر شکافتن یک قبر                یک روز دو قبر میشکافیم"

 

پی نوشت : لعن علی عدوک یا علی                   اولی و دومی و سومی

 

یا علی

نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 9:14 توسط رضا نقی پور|

نيستم كه بر سر و سينه بزنم .......

البته شما هر دو عالم را متأثر خود كرده ايد ، پس در همه جا ميتوان امشب بر سر و سينه زد و با بغض بي حد گفت :

                                             ((  كشتند زهرا را ، همسر مولا را ))

مادرم به فداي شما بي بي جان ، ولي سؤالي حال مرا عجيب آشفته كرده، انگار اين سوال فقط براي امشب نيست، براي بيست و يك ماه رمضان هم هست ، براي بيست و هشت صفر هم هست ، واي واي واي  براي عاشورا هم هست ، إنگار در تمام سال بايد بپرسم :

                                            (( واي ، چه كند زينب ؟ ))

پي نوشت : اللهم العن الجبت و الطاغوت

درد و دل : بي بي جان نميگم مدينه ، نميگم كربلا ، نميگم مشهد الرضا، حداقل اجازه ميداديد اين غلام سياهتون تو هيات براي مظلوميت و شهادت شما عزاداري ميكرد( مگه ما آدم بدا دل نداريم ؟)

التماس دعا

يا زهرا


نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 1:20 توسط رضا نقی پور|

سلام

آخر ساله و همه سرشون شلوغه

فکر کردم آخرین پست مطلب امسال رو اختصاص بدم به شماهایی که مطالب وبلاگ این حقیر رو خوندین و با نظراتتون راهنمایی میفرمودید.

بخونین منظورمو متوجه میشید:

نظرات شماها در وبلاگ من :

 :-)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

فقط... : انقدر تعصبی ننویس !

کمیل : چشم برادران حزب الله روشن

نیکو : معن خیلی آدم رکی هستم. و شما خیلی ادم تلخی هستید . ن. معمنونم

فاطمه بانو: من در گیر امتحانات پیام نورم . کمیل واقعا برادر شماست ؟

سبوی عشق : صد بار گفتم این مهدکودک بهارستانه نه مجلس بهارستان.

شیما : خدا شاهده !

محمد امین سبکبار (شاعر): در اسمان عشق در حال پرواز بودم که ناگهان نوری چشمان خسته ی من را به خود جلب کرد و من باعشقی بیشتر به آن نزدیک شدم که ناگهان دیدم در وبلاگ شما هستم ...

مریم : وبلاگ من قشنگه ؟

سید جواد : جواب تلفن منو که نمیدی، ایشالله بری اوین !

حسین : فقط سید جواد ذاکر

من و امیرحسین : بارسلون سروره رئال مادریده . ضمنا خان دایی قربون امیرحسینش بشه.

و.س : من همکار تو هستم

روزبه : تو داداش کبیره من هستی  و ........

رضا شایسته پور : با اینکه من خیلی جوان هستم ولی از مسولین خواهش میکنم که کمی عاقل باشند

رامتین : جواب تلفن نمیدی ! هیات هم که نمیای ! منم وقت ندارم مطالب تورو بخونم

عرفان : فقط تو تلویزیون هویدا هستی

زهرا.خ : شما همیشه به من لطف داشتید.چرا نظر منو تایید نمیکنید ؟

شهر نیوز : برادر کلاس وبلاگ خودت با نوشتن راجع به این افراد پایین نیار...

مفید : شاه انجیلی !

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگه این افراد در وبلاگ من نظر میذاشتن احتمالا اینطوری مینوشتند :

علی مطهری : من وبلاگ محسن رضایی رو از این وبلاگ بیشتر دوست دارم

احمد توکلی : تقصیر احمدی نژاده که تو وبلاگ داری.

احمدی نژاد : اللهم العجل لولیک الفرج والعافیه .............

امیر قلعه نوعی : کل یوم وبلاگ خوبی داری !  علی .....

حسین قدیانی : چند تا ساندیس گرفتی که اینا رو بنویسی ؟

مهدی هاشمی : منم از تو بدم میاد. دل به دل راه داره

لیونل مسی : همون قدری که تو منو دوست داری منم تورو دوست دارم. به امید دیدار !

شهاب حسینی : آقا مابیشتر.

کفاشیان :  :-)

محسن رضایی : بخاطر مردم این وبلاگ رو میخونم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قالیباف : چاله و چوله های این وبلاگ رو تا عید پر میکنم . اگه تا عید مطلبی چالشی در این وبلاگ دیدید نشون بدید و جایزه بگیرید......

علی پروین : وبلاگ خوبی داری ولی یادت باشه که من سلطانم !

دکتر یزدانی ( استاد دانشگاه بنده ): وبلاگ برات نمره نمیاره ، برو مقاله هاتو بنویس بچه !

شرلوک هولمز : هر چی تو وبلاگت گشتم نفهمیدم دنبال چی هستی ؟!

راجر فدرر : هزار دلار میدم بر علیه نادال ی مطلب بنویس.

و

................

 

پی نوشت : اگر کسی از قلم افتاد ببخشه منو

درد و دل : سال بعد باید بیشتر به حرف های حضرت آقا گوش کنیم ، چون سال حساسیه !

شعر مرتبط : فصل گل صنوبره               عیدی ما یادت نره

قسم : خدایی بنده رو درسالی که رو به اتمامه حلال بفرمایید.

         راستی یادم رفت بگم : سال خوبی داشته باشید.

یا علی

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 13:14 توسط رضا نقی پور|

علیرغم اینکه اصلآ دوست ندارم این جمله را به زبان بیاورم ، ولی مجبورم بگویم که "بعضی از اتفاقات نادر فقط در مملکت ما دیده می شود !"

امروز در صحن علنی مجلس این موضوع مورد بررسی !! قرار گرفت:

" بررسی طرحی برای محدود کردن عکاسان رسانه ها در صحن علنی مجلس و بکارگیری ۵ مشاور برای هر نماینده مجلس "

جملات یک موافق و یک مخالف در این خصوص را بخوانید :

جعفری (موافق ): عکاسها از خواب بودن و یا خمیازه کشیدن نمایندگان تصویربرداری میکنند.

قاضی پور (مخالف ): مجلس که جای خواب نیست ، نماینده در خانه اش بخوابد.

 

الحمدالله تمام مشکلات مردم حل شد و نمایندگان با خیالی راحت و وجدانی راحت تر به اینگونه مسائل می پردازند، خدا قوت .

واقعآ چه نخبگانی راهی مجلس شدند(اکثرآ) ، به جای اینکه مسایلی مطرح کنند که وجدان کاری را بالا ببرند ، دنبال این هستند که صورت مساله را پاک کنند و با محدود کردن این و آن سعی دارند که سوتی های خود را بپوشانند.

خب همونطوری که رفیقتون گفت برید خونه بخوابید، اصلا برید  تو ماشینتون بخوابید  ، آخه مجلس که جای خواب نیست، جای جلسه و مشورت و قانون گذاری و ... اینجور حرفاست ( جهت آموزش عرض کردم )

ی جمله چند وقت پیش خوندم که کاملا در این مورد صدق میکنه ، شما هم بخونینش:

تاثیر جمله " این مکان مجهز به دوربین مدار بسته میباشد" خیلی بیشتر از جمله " عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید" است !

واقعا جای تاسف دارد ، نمایندگان ما عجب نمایندگانی هستند.....!

یکی چرت میزنه ، یکی با گوشیش بازی میکنه ، اون یکی از خواب اون یکی عکس میندازه ، علنا انگار به قول یکی از دوستان مجلس بهارستان نیست ، مهدکودک بهارستانه.

درخصوص ۵ مشاور هم عرض کنم که همون خودتون کفایت میکنید دیگه جای ۵ نفر مثل خودتون نیست که ی حقوق یا مفت بگیرن و به عنوان های شغلیشون هم یه مشاور نماینده مجلس اضافه کنند.

پی نوشت : گیریم که این عکاس هارو هم بیرون کردید، ولی خداوند (نستجیر بالله ) عکاس خیلی ماهریه ، که شماها نمیتونین بیرونش کنید. !

ضرب المثل مرتبط: شتر در خواب بیند پنبه دانه ، گهی لف لف خورد گه دانه دانه

شعر مرتبط :

          هرگز حدیث  حاضر غایب شنیده ای؟؟!!

                                                                          من در صحن مجلس و تشکم جای دیگر است

عکسهای مرتبط:

درگوشی : خداوکیلی روم نشد که دو تا از عکسهارو بذارم ، خیلی ضایع بود....!

درد و دل: خیلی سنگین بود این مسئله برام ، درد و دلم و با خدا کردم. ببخشید

یا علی

نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 15:57 توسط رضا نقی پور|

بعضی وقتها ، بعضی ها با خودی یا بیخودی رو مخ آدم هستند، نمیدونم چرا؟ شاید از روز ازل ی جورایی با هم مشکل داشتن !

این آقا که من قبلا هم دو بار راجع به ایشون مطالبی در وبلاگم نوشتم، هنوز رو مخم راه میره....

ایشون ی نامه به آقای احمدی نژاد نوشتند که اول اونو با اجازتون ی دور مرور کنیم تا بعد......


بسم الله االرحمن الرحیم
 
جناب آقای محمود احمدی نژاد
 
رئیس جمهور محترم
 
با اهدای سلام، لازم است در ارتباط با استیضاح وزیر کار نکاتی را به عرض برسانم:
 
جنابعالی استیضاح را یک اقدام سیاسی و ناشی از مسائل پشت پرده از قبیل ملاقات آقای فاضل لاریجانی با آقای مرتضوی معرفی کردید و بر اساس آن مطالبی خارج از موضوع استیضاح بیان نمودید که ناچار رئیس مجلس نیز پاسخ در خور و مناسب را دادند.
 
نظر به اینکه ممکن است بسیاری از مردم و حتی برخی از نمایندگان حرفهای شما را باور کرده باشند ضروری است سیر تکوین این استیضاح را به اختصار بیان کنم.
 
پس از تمرد وزیر کار از اجرای قانون درباره آقای مرتضوی به مدت نزدیک به یک سال، اینجانب متن استیضاح را نوشتم و چون امضا جمع کردم. حتی آقایان توکلی و نادران که دارای سابقه با آقای مرتضوی شناخته می شدند و برخی این استیضاح را ناشی از کینه ورزی آنها می پندارند، چندان مصمم نبودند. همین طور آقای مصباحی مقدم.
 
من استدلال کردم که مجلس نمی تواند در مقابل  چنین اتفاقی یعنی یک قانون ستیزی مستمر بی تفاوت باشد و سکوت مجلس فلسفه وجود آنرا زیر سوال می برد. در نهایت، استدلال اینجانب را پذیرفتند و امضا کردند و امضاها از حد نصاب  گذشت. آقای لاریجانی هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتند تا نامه استیضاح را همراه آقای دهدشتی نماینده آبادان خدمت ایشان بردیم. ایشان پیشنهاد کردند که جلسه ای با وزیر بگذارید  و ضمن آگاه کردن او از طرح استیضاح فرستی به او بدهید.
 
امضا کنندگان هم برای اتمام حجت با وزیر این  جلسه را برگزار کردند. اما نتیجه همان شد که می دانید. پس هیچ امر پشت پرده ای در ماجرای استیضاح وجود نداشت وهیچ رابطه ای میان فیلم نمایش داده شده در مجلس شورای اسلامی و طرح استیضاح برقرار نبوده است.
 
از دو حال خارج نیست، یا  جناب عالی واقعیت را می دانستید ولی برای اجرای یک پروژه سیاسی آن مطالب را بر زبان جاری کردید یا به خطا معقتد بودید استیضاح سیاسی و ناشی از امور پشت  پرده است. هر دو حالت از جناب عالی به عنوان رئیس جمهور که باید مظهر اخلاق و کیاست و تدبیر و حکمت باشد، پذیرفته نیست.
 
اگر یادتان باشد در ماجرای استیضاح مرحوم کردان نیز همین رفتار را داشتید. از من درخواست ملاقات  کردید و من  خدمت رسیدم. نزدیک به سه ساعت خصوصی صحبت کردیم. هرچه کردم که کردان را به صورت مسالمت آمیز در پستی قرار دهید که نیاز به رای اعتماد مجلس نباشد و آبرویش محفوظ بماند نپذیرفتید و تکرار می کردید که پشت پره  این استیضاح هاشمی و توکلی قرار دارند و می خواهند دولت را زمین بزنند درحالی که هیچ کدامشان در جریان این استیضاح قرار نداشتند.
 
گویی از نظر جنابعالی اساسا احساس وظیفه نمایندگان برای دفاع از یک ارزش اخلاقی (استیضاح کردان) یا دفاع از قانون مداری(استیضاح شیخ الاسلامی) نمی تواند انگیزه یک استیضاح باشد و حتما انگیزه سیاسی و پشت پرده ای وجود دارد. این در حالی است که ما در دستورات اسلامی به حسن ظن توصیه شده ایم و از بد بینی نهی شده ایم.
 
والسلام علی مطهری 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

واقعآ چرا شما فکر میکنید استدلال هایتان همیشه درست است؟

قبل از راهپیمایی ۲۲ بهمن واقعا لازم به این همه جنجال بود؟

شما هم نماینده ی مردم هستید(من به تو رای ندادم م م) ،شما هم باید مظهر اخلاق و کیاست و تدبیر و حکمت باشید!

با این شرایطی که دشمنان کاملا به جون نظام ما افتادند، ی کم اگر باهم باشید،و میدانید که اگر با هم باشید میتوانید پوزه ی آن ها را به خاک بمالید ، پس چرا انقدر به جون هم افتادید؟(اینو با اکثر خواص ! بودم)

قبل از مسابقه ی دربی (استقلال و پرسپولیس) هرتیمی جنجال و حاشیه را به زمان بعد از بازی موکول میکند تا تمام انرژیش را برای بردن بازی بگذارد..... به پیر به پیغمبر شرایط الان حساس تر از بازی این دو تیمه، بدتر از جنگ ایران و عراقه، ی کم تدبیر کنید ، اتحاد داشته باشید، تا بتوانیم این دشمن لعنتی رو دوباره شکست دهیم.

شما حاشیه و جنجال رو دوست دارید آقای مطهری ! کلا دنبال نقطه ضعف میگردید نه برای اصلاح بلکه برای تخریب! شما شنیدید اینو که : پسر نوح با بدان بنشست ، خاندان نبوتش گم شد

در این اتفاقی که در مجلس افتاد کاملا حضرت آقا ، شفاف و روشن نظراتشان را فرمودند و معلوم شد کجاها و چه افرادی اشتباه کردند ولی طبق این نامه "جرقه ی اول را شما زدید" ، شما از همه بیشتر مقصرید. خواسته(انشالله اینطور نیست) و ناخواسته دل دشمنان نظام را شاد کردید.

خودتان نمیدانید کدام طرفی هستید، یک روز اصولگرایید ، یک روز با هادی غفاری عکس میندازید(بعد از ماجرای فتنه)،یک روز راجع به طلحه و زبیر نظر میدهید!! یک روز خودتان را اصلاح طلب معرفی میکنید، ی روز میگید باید طبق قوانین و مقررات اجتماع اداره شود ولی چند روز بعد از فائزه هاشمی حمایت میکنی!، تورو خدا تکلیف ما رو روشن کن ،یک بار شفاف بگو که چند بار باید از تصمیم کبری بنویسیم!

والله من به جای شما بودم ، وقتی حضرت آقا برای بار چندم اینطور نصیحتم میکردند از خجالت دق میکردم!

انقدر آقای مارو اذیت نکنید....

 دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا. با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

پی نوشت: ای آقا ومولای ما، از عمق جانمان همانطور که بارها  گفته ایم و ثابت کرده ایم ، فریاد میزنیم، ما اهل کوفه نیستیم   علی تنها بماند

  
                                                                             
 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 12:58 توسط رضا نقی پور|

اصلا مغرضانه نمینویسم و شما هم منصفانه بخونید، بنده هیچ اظهار نظری در خصوص اتفاقی که در حین صحبتهای رییس مجلس در قم افتاده نمیکنم بلکه در خصوص عکس العمل نمایندگان .....

در ابتدا شما مطالب زیر را بخوانید:



"اعتراض نمايندگان مجلس به اخلال در سخنراني لاريجاني در قم



تعدادي از نمايندگان مجلس به اخلال در سخنراني رئيس مجلس شوراي اسلامي در مراسم سالگرد پيروزي انقلاب در قم اعتراض كردند.
    محمدعلي پورمختار رئيس كميسيون اصل 90 با تاكيد بر لزوم پيگيري نهادهاي امنيتي در مورد اخلال و بداخلاقي هاي بوجود آمده در مراسم سخنراني رئيس مجلس در قم گفت: مسببان اين واقعه بايد به سرعت توسط نهادهاي امنيتي و انتظامي شناسايي شوند و نتايج آن به اطلاع ملت ايران برسد.
    نماينده مردم بهار و كبودرآهنگ گفت: بداخلاقي هاي ياد شده، جشن ميليوني برگزاري سالروز پيروزي انقلاب را به كام مردم تلخ كرد.
    سيدحسين نقوي حسيني سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز حركت سازماندهي شده در برهم زدن سخنراني رئيس مجلس را خلاف ولايتمداري خواند و گفت: دستگاه هاي امنيتي وظيفه خود را در اين باره به خوبي انجام خواهند داد.
    نقوي حسيني، در واكنش به برخي رسانه ها كه حركت برهم زنندگان سخنراني رئيس مجلس را ولايتمدار خواندند، تاكيد كرد: كسي كه در روز حضور باشكوه ملت و حماسه 22بهمن، تنش و خوراك رسانه اي براي دشمنان ايجاد كند و اين حماسه بزرگ را تحت تاثير قرار دهد ولايتمدار نيست.
    وي، با بيان اينكه اين گونه اقدامات اهانت به ساحت مقدس ولايت است، تاكيد كرد: نفس اين رفتارها به خلاف توصيه رهبر معظم انقلاب و در مسير خواسته هاي دشمنان است.
    علاءالدين بروجردي رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي نيز با محكوم كردن اقدام عده اي محدود در برهم زدن سخنراني رئيس مجلس تصريح كرد: اين حركت ضد انقلابي تخطي آشكار از دستورات رهبر معظم انقلاب است.
    نماينده مردم بروجرد در مجلس شوراي اسلامي، با تاكيد بر اينكه اين اقدام ضد انقلابي منبعث از يك تفكر انحرافي است، افزود: بايد براساس موازين قانوني با اين انحراف به شدت مقابله شود.
    وي با بيان اينكه استاندار استان قم پاسخگوي اين مشكلات باشند، تاكيد كرد: دستگاه هاي امنيتي بايد اين اقدام را براساس موازين قانوني پيگيري كنند.
    در همين رابطه خبرگزاري خانه ملت گزارش داد: صبح يكشنبه در مراسم راهپيمايي 22بهمن در شهر مقدس قم عده اندكي كه مشخص بود از قبل سازماندهي شده بودند تلاش كردند با برخي شعارها عليه رئيس مجلس مانع سخنراني علي لاريجاني شوند.
    براساس اين گزارش رئيس مجلس پس از شعارهاي اين افراد، سخنراني خود را نيمه تمام گذاشت، اين اتفاق در حالي صورت مي گيرد كه مقام معظم رهبري، همگان را به وحدت، حفظ احترام مسئولان قوا و پرهيز از اختلاف فراخوانده بودند."

خب،نمایندگان محترم فراموش کردند زمانی که رییس جمهور در خانه ی ملت صحبت میکردند در چندین بار همچنانکه به صندلیهایشان لم داده بودند و میخندیدندو  صحبتهای ایشان را با با آن عدد معروفشان قطع میکردند، و میگفتند: دو ، دو ، دو .......  و به گمان خودشان با اینکار اصلاح امور مملکت رو انجام میدن .! به ظن شما این رفتارها بداخلاقی نیست؟!

                                       رطب خورده منع رطب کی کند ؟

خداوکیلی کدومو باور کنیم؟ شما نماینده ی ماها در مجلس هستید یا نماینده ی یک مشت جریان سیاسی و شخصی گری و غرض ورزی و......؟؟!

خداییش شماها که انقدر خوب و متین در صحبتهایتان از فرمایشات حضرت آقا استفاده میکنید ، چرا فرمایشات حضرت آقا را فراموش میکنید؟

نمیخوام نوشته هایم بر خلاف وحدت گرایی در جامعه باشه، چون یک نگاه به رفتارهای بچه گانه ی بعضی از خواص در این سه سال بیندازید کاملا متوجه میشوید که در اصل مردم ما خواص تر و بصیرتر از برخی از خواص هستند!

پی نوشت: وقتی رجوع میکنم به صحبتهای بعضی از نمایندگان قبل از ورود به مجلس ، روانی میشم !بعد میفهمم که این ور میز با اون ور میز خیلی فرق داره ! 

حدیث مرتبط: امیرالمونین (ع) میفرمایند: آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.

شعر مرتبط: بهرام که گور می گرفتی همه عمر       دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

ضرب المثل مرتبط: ی سوزن به خودت بزن ی جوال دوز به بقیه

درد ودل : انشالله همه ی ما با توکل به خدا و بالا بردن  بصیرت و بینش سیاسی و دینی خودمان و گوش دادن و عمل کردن به فرمایشات مقام معظم رهبری مملکتی آبادتر و اسلامی تر بسازیم.

یا علی

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 14:45 توسط رضا نقی پور|

 

این موضوع انشاء تمامی دانش آموزانی است که حداقل کلاس اول رو گذرونده باشند، حتما شما هم یادتون میاد، " علم بهتر است یا ثروت ؟"

تقریبا همه هم مینوشتند: علم

یا واقعا این موضوع رو درک کرده بودند یا بخاطر ترس از معلم و نمره و... بالاخره میگفتند : علم

ولی به این موضوع عالم نبودند که "علم" مدرک و ی ورق کاغذ و مهندس و دکتر گفتن به طرف نیست!

علم در واقع ، علم خداشناسی، علم درست زندگی کردن، علم دوست داشتن مردم،و .... علم واقعی است و ثروت در حقیقت داشتن هر کدام از علم هایی است که در جمله ی بالا اشاره کردم .

یکی انقدر داره که نمیدونه چیکار کنه، یکی هم انقدر نداره که نمیدونه چیکار کنه !

متاسفانه یک مثل در جامعه باب شده که میگن : چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!

اخه نیست یکی بگه : حضرت صدیقه طاهره، زهرای مرضیه حدیثی دارند که اگر مردم دنیا فقط و فقط به همین حدیث رو گوش دهند و به اون پایبند باشند، دنیا گلستان خواهد شد، ایشان میفرمایند:

"الجار ثم الدار " ( اول همسایه بعد خانه)

واقعا عجیب شده:

در یک طرف کوخ ها به کاخ ها تبدیل میشود ، پول ها روی پول ها میروند ، برج ها روی برج ها ساخته میشوند، مدل به مدل ماشین عوض میشود ، مهمانی پشت مهمانی عجیب تر و با زرق و برق بیشتری برگزار میشود و گاهی هم بدون نوشتن مشقی مدرک میگیرند ...!

 ولی بعضی ها کوخی ندارند که زندگی کنند،جیبی ندارند که در آن پول بریزند،سقفی ندارند که خیس نشوند،بلیطی ندارند که سوار اتوبوس شوند ،کسی رو ندارند که به منزلشان مهمانی روند و قلمی ندارند که مشق هایشان را بنویسند!

حالا شما بگویید : علم ! بهتر است یا ثروت !؟

پی نوشت: در این مغازه نسیه داده نمیشود، چون من به این علم رسیدم که اینجوری به ثروتم افزوده میشه ، تو برو از گرسنگی بمیر ! چون چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!

درد و دل : امسال بیایم حداقل شب عیدی دل ی نفر و شاد کنیم .....به خاطر " حضرت زهرا(س)

یا علی

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1391ساعت 15:1 توسط رضا نقی پور|

بالاخره ي فرصت پيدا كردم و رفتم فيلم من مادر هستم رو ديدم.

قبل از اينكه فيلم شروع بشه با توجه به شنيدن اين نكته كه فيلمش گريه ي ادمو در مياره به خودم گفتم كه إحساسأتي نشم تا ببينم فيلم چه چيزي واسه گفتن داره !

أولا كه بهترين بازيگران مرد و زن سال گذشته در اين فيلم ايفاي نقش ميكردند كه در اين فيلم هم نقش خودشان را خوب بازي كردند ، ولي كيفيت فيلم به نظر من از لحاظ كارگرداني بسيار ضعيف بود

كارگرداني كه سعي كرد تا ميتواند با إحساسي كردن فيلم ضعف خودش رابپوشاند. كسي كه بيست سال با یک خانواده اشنا بود ، با انها زندگی میکرد ،دخترشان را به مدرسه میبرد ، به یکباره عاشق او میشود و دو سال با این عشق زندگی میکند ولی در اولین فرصت به ان دختر تجاوز میکند !!!

واقعا معنی این عشق را فهمیدیدم. معنی یک عشق واقعی را !!

شراب خواری ، زنا و هزاران بی حرمتی به شکل وقیحانه ای نشان داده میشود.

دادگاهی که در عرض دو ، سه جلسه حکم اعدام صادر میکند . دیگه دادگاه ها این شکلی هم نیست به خدا ! نمونه ی مثال زدنی آن شهلا جاهده که فکر کنم بیش از دوازده سال طول کشید که ......

عجیب و غریب تر اینه که ی آدمی که دو هفته باردار است ، اصلا یک ماه ، چی جوری کمر درد و ورم شکم و .... انقدر مشخص میشه با یک خبر هم سقط میکنه البته اینهال فقط برای هدف کارگردانه که هر جوری هست اعدام  انجامبشه !!. (ببخشید بی حیایانه نوشتم )

وکیل جوان و بازیگر نقش پدرام و اومدن مادر تو اون ساعات نصفه شبـ به خونه   ـ با توجه به اینکه ادرس خونه رو نداشته ـ  و ندونستن رابطه ی فرهاد اصلانی و پانته ا بهرام توسط حبیب رضایی (که دوستان صمیمی حساب میشدند) و سن و سال پانته ا بهرام و در نظر گرفتن که زمانی که مادر شدو (احتمالا دبستانی بوده! و ...... رو بذاریم کنار

میشه گفت :

همه ی حوادث و کارگردان طوری غیرواقعی رقم خورده شد که فقط سکانس خداحافظی جهت اعدام را بسازد تا احساسات تماشاگران را برانگیزد.!!

و نکته مهم :

تمام هدف فریدون جیرانی از نشان دادن اخلاق های زشت در این فیلم ،که به نحوی مردم ایران را اینچنین نشان داد فقط بخاطر بردن جایزه ی ننگ اسکار بود که این بی شرمی را برای این کارگردان افتخار امیز دانست. او کاملا خوب متوجه شد که اسکاری ها به چه فیلم هایی جایزه میدهند.....

پی نوشت :

دیگر گرفتن دست زن و مرد نامحرم در یک فیلم حرام نمیباشد و هر کس که بخواهد با کسی محرم شود نیاز به رفتن به دفترخانه نیست و کافیست چند دقیقه در یک فیلم امروزی با این کارگردان ها بازی کند..!!

*** آقای وزیر ارشاد کلاهتان را یک وجب بالا دهید.

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 18:52 توسط رضا نقی پور|


آخرين مطالب
» اين الرجبيون !
» ثبت نام !
» یا منتقم انتقم به حق زینب (س)
» يا زهرا (س )
» شما در وبلاگ من !
» "عکاس باشی " یا " عکاس ، بیرون باشی "
» باز هم تو ....!
» رطب خورده منع رطب کی کند ؟
» علم بهتر است یا ثروت ؟!
» من" فریدون اسکار دوست" هستم!!

Design By : Pichak